خرید بک لینک
یکی از پرتکرارترین استدلال طرفداران حجاب اجباری این است که بدحجابی زنان باعث لرزیدن دل مردان و خیانت و طلاق و در نهایت سست شدن بنیان خانواده است. این ادعا در ماده اول لایحه حجاب نیز تکرار شده است. برای بررسی این ادعا تحقیقات میدانی درباره علل خیانت و طلاق که به صورت مقاله علمی پژوهشی منتشر شدهاند را مرور میکنیم. تحقیقات میدانی درباره خیانت بیشتر بر عوامل روانی سوقدهنده فرد به خیانت مانند صفات شخصیتی، طرحواره، سبک دلبستگی و ... یا تاثیر خیانت بر روابط زوجین بخصوص همسر خیانتدیده تمرکز دارند. با این حال چندین تحقیق به دلایل و توجیهات همسر بیوفا پرداختهاند:چوپانی، سهرابی فرد، محمدی، اسماعیلی، صمدی فرد (۱۳۹۸) ادراک مردان بیوفا از علل و عوامل بازدارنده از روابط فرازناشویی را طی یک مطالعه کیفی بررسی کردند. ۱۲ مرد خاطی در شاهین دژ مورد مصاحبه قرار گرفتند و تحلیلی تفسیری علل خیانت زناشویی را شناسایی کرد: ۱- علل درون فردی: تنوعطلبی جنسی، عدم پایبندی مذهبی، کسب اعتماد به نفس، انتقام. ۲- علل بینفردی: نارضایتی جنسی، نارضایتی عاطفی و عدم تعهد. ۳- علل محیطی: مهیا بودن شرایط خیانت و اختلال در همسرگزینی.فیروزجائیان و قدیری (۱۳۹۶) در مطالعه پدیدارشناختی دلایل بیوفایی زناشویی، ۳۶ نفر از زنانی را که تجربه رابطه فرازناشویی داشتند را بررسی کردند و ده دلیل اصلی خیانت: فردگرایی و خودمحوری، ضعف دینداری و اخلاق، عدم رفع نیازهای جنسی، عدم رفع نیازهای عاطفی و روانی، خشونت فیزیکی و کلامی شوهر، ضعف نظارت بر زندگی و زندگی صادقانه، تاثیرپذیری از دوستان، فقر و مشکلات اقتصادی، اعتیاد، رسانه و شیوع فرهنگ فساد در جامعه برشمردند.پنجهبند و عنایت (۱۳۹۵) در پی تبیین فرآیند شکلگیری رابطه فرازناشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا توکلی تاريخ: چهارشنبه 4 بهمن 1402 ساعت: 14:32

چرا هر روز خبر مهاجرت یکی از بستگان و آشنایان یا پناهندگی ورزشکاران و هنرمندان را میشنویم؟ آیا این موج مهاجرت عادی است؟ همه ناظران توافق دارند موج فعلی مهاجرت ایرانیان عادی نیست. عدهای متخصصان را بابت تلاش برای یافتن زندگی بهتر در کشورهای غربی سرزنش میکنند و آنها را به فقدان وطنپرستی متهم و یادآوری میکنند بابت آموزش آنها بودجه بسیاری صرف شده و خواهان موانع اداری و هزینههای مالی بیشتر بر سر راه مهاجرت متخصصان هستند، عدهای از خودخواهی مهاجرین میگویند که پدر و مادر خود را در ایام پیری رها میکنند و عدهای دیگر با شور انقلابی شعار میدهند که: «سفر چرا؟ بمان و پس بگیر». اما علوم اجتماعی ورای تصمیمهای فردی به روابط و ساختارهای اجتماعی مینگرد و پاسخ میدهد: آنها که مهاجرت میکنند از تغییر شرایط جامعه ناامید شدهاند و کشور را ترک میکنند. ■ هیرشمن در کتاب «خروج، اعتراض و وفاداری» (۱۹۷۰)، دو شیوه برخورد با نارضایتی از خدمات را (که از سوی سازمانهایی نظیر بنگاه، خانواده، حزب سیاسی و دولت عرضه میشود) بررسی میکند که عبارتند از: خروج و اعتراض. « خروج عبارت است از قطع رابطه فرد با سازمان متبوع و در عوض روی آوردن به سازمانی دیگر، حال آنکه اعتراض عبارت است از مبادرت به اصلاح واحد متبوع به مدد انتقال صدای نارضایتی به دست اندرکاران». ■ هیرشمن در مقاله «خروج، اعتراض، دولت» با مطرح کردن نقش دولت پژوهش خود را کامل میکند. او اشاره میکند گاهی شهروندان در تقابل با دولت به این نتیجه میرسند که اعتراض به جایی نمیرسد یا هزینهاش بسیار زیاد است و خروج را در دستور کار خویش قرار دهند و از کشورشان مهاجرت کنند. افزایش ۱۴۰ درصدی موج مهاجرت جوانان متخصص در یکسال اخیر که بیش از نیمی از آنان ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا توکلی تاريخ: چهارشنبه 4 بهمن 1402 ساعت: 14:32

نویسندگان: خدیجه کشاورز، فردوس شیخالاسلام، فاطمه موسوی ویایهمسائل اجتماعی ایران سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲دانشگاه در ایران یکی از مهمترین فضاهای حضور اجتماعی زنان است و برای بسیاری از زنان جوان به ویژه زنان ساکن شهرهای کوچک و روستاها مهمترین پنجره مشارکت اجتماعی است. علیرغم دستاوردهای اجتماعی انکارناپذیر دانشگاه برای زنان، یکی از مشکلات تحصیل زنان، وقوع آزار جنسی در دانشگاه است که پدیدهای جهانی است. برخی مطالعات و گروههای پژوهشی دانشگاهی در بعضی دانشگاهها تلاش برای مستند کردن این پدیده و چارهجویی برای آن را در دستور کار خود قرار دادهاند. این پژوهش به دنبال فهم چگونگی عملکرد آزار جنسی میان استاد و دانشجو در یکی از دانشگاههای ایران به روایت دانشجویان است. سوالات تحقیق عبارتاند از: کدام عوامل و شرایط، زمینهساز وقوع آزار جنسی در محیط دانشگاه است؟ دانشجویان دختر قربانی آزار جنسی در دانشگاه به چه استراتژیها و راهبردهایی برای مقابله با آن متوسل میشوند؟ کدام عوامل مانع آشکارسازی و پیگیری آزار جنسی در دانشگاه است؟دادههای این تحقیق با رویکرد توصیفی- تحلیلی در مطالعهای کیفی و با ابزار مصاحبه نیمهساختیافته در دانشگاهی در یکی از استانهای مرزی جمعآوری شد. با ۱۵ نفر از دانشجویان و تازه فارغالتحصیلشدگان دختر که آزار جنسی در دوران تحصیل را تجربه کرده یا در اطرافیان خود شاهد آن بودند مصاحبه شد و دادههای به دست آمده مورد تحلیل قرار گرفت. در روایات برخی از دختران دانشجوی مشارکتکننده در این پژوهش ردپای فرهنگ تجاوز در دانشگاه را میبینیم. استادانی که بهرغم آگاهی از تعرض همکارانشان به دانشجویان، چشم بر عمل آنها میبندند؛ خشونت اعمالشده بر دانشجو را کوچک میشمارندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا توکلی تاريخ: چهارشنبه 4 بهمن 1402 ساعت: 14:32

در روانشناسی اجتماعی و محافل علمی، خطای شناختی «اثر دانینگ-کروگر» آشناست، به نام محققانی که نسبت میان خودارزیابی فرد از دانش/مهارت با اندازه واقعی این دانش/مهارت را بررسی کردند. این محققان دریافتند که افراد غیرحرفهای و کمسواد دچار توهم دانایی و برتری هستند و به اشتباه خود را متخصص میدانند و تواناییشان را بسیار بیش از اندازه واقعی و کمبودهای خود را کمتر از میزان واقعی ارزیابی میکنند.البته وقتی این افراد در معرض آزمون و یا آموزش مهارتهایی که ندارند قرار میگیرند، به تدریج از این توهم خارج میشوند و به ضعف و کمدانشی خود پی میبرند و حتی بیش از حد مایوس میشوند اما با ادامه مسیر یادگیری و کسب دانش و مهارت، اعتماد به نفسشان بیشتر میشود. با این حال معمولا افراد متخصص، دشواری و پیچیدگی مهارت خود را دست کم میگیرند و چون گمان میکنند مهارت یا دانش آنها برای دیگران نیز در دسترس است، متواضع میمانند. تخمین نادرست فرد بیلیاقت، از اشتباه در ارزیابی خود ناشی میشود؛ درحالیکه تخمین نادرست فرد بسیار بالیاقت، از اشتباه در ارزیابی دیگران نشات میگیرد. «اثر دانینگ-کروگر» را میتوان به طور ساده با نمودار بالا نمایش داد.چرا حرفش را پیش میکشم؟ شبکههای مجازی فرصتی پیش آورده تا این توهم دانایی خود را نشان دهد، از همه بیشتر بین افراد تحصیلکرده و متخصص علوم پایه و فنی که چون باهوش و متخصص حوزه خود هستند گمان می کنند با خواندن چند کتاب و مقاله در علوم انسانی نیز صاحبنظرند و از تحلیل آمار خودکشی اجتماعی تا چالش نظام سیاسی مطلوب و دلارزدایی تا نقد فمینیسم را در صفحات اینستاگرام و کانال تلگرام خود منتشر میکنند. اینها و رئیسجمهور سابق با دکترای مهندسی عمران که مانیفست اقتصادی طراحی کرده،ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا توکلی تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1402 ساعت: 13:15

۴۶ ساله هستم و ۳۳ سال است که به بلوغ جسمانی رسیدهام و تا به حال حدود چهارصد بار پریود شدهام، تجربه خاصی نیست، اکثریت جنس مونث گونه انسانها، چند میلیارد نفر همین تجربه را داشتهاند اما به ندرت درباره آن حرف میزنیم و نوشتن از تجربه زیسته برایم سخت است.اولین پریودم را به خاطر دارم، تیرماه بود و تازه سیزدهمین سالگرد تولدم گذشته بود. صبح که بیدار شدم و شلوارم با لکه کوچک خون کثیف شده بود فکر کردم نوعی بیماری است؛ تا عصر صبر کردم اما خونریزی شدیدتر شد و من که نگران کثیف شدن لباس هم بودم، با ناراحتی پیش مادرم نشستم و ماجرا را گفتم. مادرم هم با خجالت بدون اینکه به چشمانم نگاه کند گفت که بیماری نیست، نشانه بلوغ است و من رگ (رگل) شدهام و غر زد که مگر در مدرسه این چیزها را برای ما نگفتهاند؟ نگفته بودند. در نه سالگی برایمان جشن تکلیف گرفته بودند اما تا به آن روز هیچ کس به خودش زحمت نداده بود در مورد بلوغ جسمانی توضیحی بدهد. خواهر یا دخترخاله بزرگتر هم نداشتم که از آنها بشنوم. مادرم همانطور معذب چند پارچه بزرگ و کهنه به دستم داد و توضیح کوتاهی که آنها را چند تا کنم و توی لباس زیرم بگذارم تا خونریزی جایی را کثیف نکند و دستوراتی درباره پنهان کردن و شستن دستمالهای کثیف و ... بعدتر غسل حیض.نمیدانستم با آن درد شکم و کمر چه کنم؟ بستن با شال و گرم نگه داشتن تاثیر کمی داشت و جز استامینوفن مسکن دیگری در دسترس نبود. احساسات مشوش، افسردگی و عصبانیت حاصل از بازی هورمونها هم مزید علت بود بهخصوص که یکی دو سال اول پریود منظم و خونریزی شدید نبود. بماند که سایر نشانههای بلوغ و از همه مهمتر برجسته شدن پستانها و پوشیدن لباسهای گشاد و قوز کردن برای پنهان کردنشان ماجرای دیگری بود.البته که ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا توکلی تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1402 ساعت: 13:15

خود را انسان خردمند مینامیم زیرا فرض می شود تصمیمگیری درباره هر چیز را بر اساس منطق و استدلال عقلانی انجام میدهیم، گزینههای مختلف را مشخص و مزایا و عواقب هر کدام را ارزیابی میکنیم تا بهترین گزینه انتخاب شود. تا قرن بیستم تصمیمگیری را فرایندی میدانستند که در آن عقل مهار احساسات را در دست دارد و میتواند مسیر درستی را انتخاب کند.تحقیقات مختلف روانشناسی در دهه شصت میلادی نشان میدهد چنین تصویری درست نیست، تفکر به خودی خود خالص نیست و در معرض خطاست. استفاده ما از افکار نه برای کشف حقیقت که بیشتر برای متقاعد کردن دیگران به کار میرود و اساسا ما برای گرفتن بسیاری از تصمیمها، اطلاعات ضروری را نداریم. به همین سبب از میانبرهای ذهنی و ابتکارها استفاده میکنیم و دچار خطای شناختی هستیم.سوگیریهای شناختی خطاهایی هستند ذهنی که به صورتی نظاممند به گرایش، نگرش، وهم یا باوری غلط منجر میشوند و در تصمیمگیری، استدلال، ارزیابی، یادآوری، ادراک و شناخت افراد تاثیر میگذارند. دلایل شکلگیری سوگیریهای شناختی را میتوان به چهار بخش تقسیم کرد: یک) اطلاعات بیش از اندازه در جهان (ذهن ناچار است که مقدار زیادی از آن را فیلتر کند). دو) عدم درک جهان (ذهن ناچار است تا با ساختن ارتباطات بین پدیدهها و سایر چیزها راهی برای درک این جهان پیچیده بیابد). سه) نیاز به سریع عمل کردن و چهار) محدودیتهای حافظه.در دانشگاه و درس روش تحقیق با تعدادی از این سوگیریها آشنا شدیم: خطای مرجعیت، خطای همزمانی به جای علیت، خطای علت واحد، خطای جایگزینی معلول به جای علت، خطای فرض بتا (فرض رابطه نادرست) خطای تجانس و عدم توجه به فرضیههای رقیب، خطای گزینش دادهها، خطای سوگیری انتخاب جامعه آماری، خطای نمونه در دسترس و خطادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا توکلی تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1402 ساعت: 13:15

▪️جنسیت اولین بخش هویت ماست که درک میکنیم. طبقه یا نژاد دیرتر و با ورود به مهد کودک یا مدرسه و مقایسه با سایر کودکان فهم میشوند، هرچه این محیطهای اجتماعی یکدستتر باشند این درک تفاوت و تمایز دیرتر رخ میدهند. اما درک از جنسیت متمایز و نقشهای متفاوت جنسیتی پدر و مادر قبل سهسالگی شکل میگیرند. به همین دلیل جنکینز جنسیت را مهمترین بخش هویت انسانی میداند.▪️همانطور که در روانشناسی سالها این مجادله وجود داشت که رفتار انسانی تا چه حد از ژنتیک و طبیعت برمیآید و تا چه حد از محیط و تربیت، در جامعهشناسی جنسیت نیز این مجادله وجود دارد که تفاوت میان زنان و مردان تا چه حد حاصل تفاوتهای طبیعی آنهاست و تا چه حد برساخته اجتماعی و حاصل تربیت؟ پاسخ مجادله تفاوت جنسیتی هم مشابه مجادله طبیعت و محیط روانشناسی است، یعنی تفاوت طبیعی بنیانی است که نقشهای اجتماعی متفاوت و ارزشهای فرهنگی خاصی روی آن بنا شده. اما قابل تغییر است.▪️جنسیت در کنار اصل و نسب مهمترین صفات غیراکتسابی و معیار قشربندی در جوامع کشاورزی سنتی بودند که فرصتها و امکانات در دسترس یک فرد را مشخص میکردند. جنسیت زن از دسترسی به بیشتر حوزههای عمومی از قدرت تا دانش محروم میماند اما با صنعتی شدن و تقسیم کار پیچیده همراه آن از اهمیت صفات غیراکتسابی از جمله جنسیت کاسته شد تا آنجا که اکنون در قرن ۲۱ در کشورهای توسعه یافته با کمرنگ شدن عامل جنسیت و برابری جنسیتی روبرو هستیم.▪️اینگلهارت در تبیین این تحولات فرهنگی بر این نکته تاکید دارد که جوامع سنتی درگیر تلاش برای بقا هستند، با تامین امنیت اقتصادی و تامین سطوح پایین نیازهای هرم مازلو، به مرحله توجه به ارزشهای فرامادی و ابراز وجود میرسند و زنان نیز عاملیت مییابند و زمینه برادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا توکلی تاريخ: دوشنبه 7 فروردين 1402 ساعت: 14:57

به نقل از اینستاگرام محمدحسین بادامچی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا توکلی تاريخ: دوشنبه 7 فروردين 1402 ساعت: 14:57

مستند «هیچکس منتظرت نیست» ساخته محسن اسلامزاده با سپیده علیزاده، مددکار اجتماعی همراه میشود تا گوشهای از مصائب زنان معتاد فرودست منطقه شوش تهران را به تصویر بکشد. نمایش این مستند در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران بهانهای بود تا به موضوع زنان معتاد بپردازم:رابرت چمبرز شرح میدهد که پنج دسته عوامل شامل فقر (مشاغل کمدرآمد با ساعات طولانی، سرپناه نامناسب)، آسیبپذیری (نداشتن بیمه و پسانداز و شبکه حمایت اجتماعی در برابر حوادث)، ضعف جسمانی (معلولیت، بیماری، سوء تغذیه)، انزوای اجتماعی (تحصیلات پایین، نداشتن سرمایه فرهنگی) و بیقدرتی (نداشتن سواد حقوقی، قدرت چانهزنی، دسترسی به تسهیلات دولتی) افراد را در تله محرومیت نگه میدارند؛ میتوان دید زنان بیشتر در این تله گرفتار میشوند.بررسی پرونده هفتصد نفر از مراجعان خانه خورشید در منطقه دروازه غار (با مدیریت لیلا ارشد) در سالهای ۸۶ تا ۹۱ نشان میدهد هفتاد درصد آنها هرگز به دبیرستان نرفتند و ۸۰ درصد قبل از پانزدهسالگی ازدواج کردند و ۷۵ درصد عضوی معتاد در خانواده خود داشتند ( ۲۳ درصد موارد شوهر معتاد داشتند) و ۴۰ درصد قبل پانزده سالگی اولین بار مصرف کرده بودند. در مورد این زنان تله محرومیت آنها از خانواده آسیب دیده نشات گرفته است و تقاطع جنسیت و طبقه آشکار است.در کتاب زنان و مسائل اجتماعی که سال ۱۳۹۴ منتشر شد در مقاله «اعتیاد و ایدز در شهر تهران» حسن رفیعی، رویا نوری و سعید نوروزی تحقیقات مختلف ایران و جهان در این زمینه را مرور میکنند که نشان میدهند زنان نسبت به مردان دلایل بیشتری برای مصرف مواد مخدر دارند، در بازه کوتاهتری معتاد میشوند، عوارض مخرب اعتیاد بر آنها بیشتر است و سختتر درمان میشوند.از این گذشته انگ اعتیاد برایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا توکلی تاريخ: دوشنبه 7 فروردين 1402 ساعت: 14:57

■ غایت مطلوب و هدفگذاری جامعه دینی آرمانی شرایطی است که در عصر ناصری، شاهدش بودیم که زنان به طور میانگین در سیزده سالگی ازدواج میکردند و هفت هشت بچه داشتند و بیشتر طول عمرشان به مادری و همسری میگذشت. زنان در حین حضور در ملأعام، چادر چاقچور و روبنده میپوشیدند؛ اختلاط با مردان نامحرم به ندرت رخ میداد زیرا تفکیک جنسیتی شدیدی در روابط اجتماعی وجود داشت. حالا آیا چنین جامعه بستهای از نظر زیست جنسی سلامت بود؟ هیچ امر فساد و فحشایی رخ نمیداد؟ حقایق تاریخی نشان میدهد که این طور نبوده است. حالا چرا شما خیال میکنید به هر طریق یا هر شیوه طالبانی یا غیرطالبانی و بر فرض محال، چنین جامعهای بسازید، جامعهای سالم و عاری از گناه ساختهاید؟ ■ تحلیل مضمون اسناد بالادستی خانواده در ایران نشان میدهد که مضامین اصلی سیاست خانواده عبارتاند از: مطلوبیت ازدواج، اولویت نقش مادری و همسری زنان و تأکید بر کارکرد فرزندآوری خانواده و تأکید بر تحکیم خانواده. سیاست خانواده و جامعهپذیری جنسیتی، هویت زنان را به ازدواج و مادری تقلیل میدهد. این نگاه کالاانگارانه برحسب منافع زن برای مردان و خانواده به این مسئله انجامیده که شاهدیم بنابر گزارش شکاف جنسیتی در جهان، سالهاست ایران یکی از ده کشور قعر جدول است که بالاترین میزان نابرابری جنسیتی را تجربه میکند. این گزارش، نابرابری جنسیتی را در چهار بُعد اشتغال و مشارکت اقتصادی، تحصیل و آموزش، دسترسی به امکانات بهداشتی و مشارکت در قدرت سیاسی میسنجد. در ابعاد تحصیل و بهداشت، روی میانگین جهانی هستیم ولی در مشارکت سیاسی و اشتغال زنان، پایینترین نرخها را دارا هستیم. ■ برخلاف شعارها، حجاب، محدودیت است و در برابر آزار جنسی مردان مصونیتی پدید نمیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا توکلی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 21:49

گزارش تفصیلی حجاب و عفاف ستاد امربهمعروف و نهیازمنکر مشحون از غلطهای تایپی و املایی و از نظر محتوایی نمونه کاملی از وربالیسم ایدئولوژیک است. در صفحه ۱۸ درباره پیامد لغو حجاب اجباری نوشته است: «از آن جا که رهاسازی پوشش تا برهنگی کامل و ارتباطات ناسالم علنی پیش خواهد رفت و این مشکل در حد مسائل نازل اخلاقی و حادتر مانند همجنس گرایی مطرح خواهد شد، لذا این رویکرد مشکل را حل نخواهد کرد.» و بعد فهرستی از پیامدهای لغو قانون حجاب ردیف کرده است که از افزایش طلاق تا کاهش تمایل جوانان به ازدواج و افزایش جرائم جنسی در خانوادهّا را دربرمیگیرد و یک فرد عاقل نیست که بپرسد مگر در سایر کشورهای مسلمان که حجاب اجباری نیست شاهد این مسائل هستیم؟ اساسا این ادعاها به کدام گزارش آماری در سایر کشورهای مسلمان یا پژوهش میدانی یا مقایسه تاریخی- تطبیقی مستند است؟تا آنجا که من تحقیق کردم لغو قانون حجاب اجباری تنها یک پیامد کوتاهمدت دارد: کاهش پوشش درصد اندکی از زنان و افزایش مزاحمت خیابانی برای آنان.شواهد علمی این حدس چیست؟ یافتههای تحقیق سراج زاده، جواهری و رحمتی (مطالعات اجتماعی ایران، ۱۳۹۴) در مقاله « پوشش زنان و احساس امنیت در فضاهای عمومی» نشان داد زنانی که در فضاهای عمومی پوشش بیشتری دارند کمتر قربانی خشونتهای جنسی میشوند. حدود نود درصد پاسخگویان در طول یک سال دستکم یک بار با رفتارهایی مثل تنه زدن و تماسهای تعمدی و نیز آزار بصری مواجه شدهاند. حدود سه چهارم آنان دست کم یکبار متلک شنیدهاند. البته احساس امنیت جنسی با نوع پوشش رابطهای نداشت و همه زنان دانشجوی نمونه تحقیق با هر نوع پوششی به یک میزان نگران مواجه شدن با آزارهای جنسی خیابانی بودند. زنان دارای پایبندی دینی و پوشش بیشتر، بیش از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا توکلی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 21:49

زنان و مردان از نظر زیستی و خصوصیات جسمانی تفاوت دارند، زنان توانایی بارداری و زایمان و مردان حجم ماهیچه و قدرت جسمانی بیشتری دارند. اما گذشته از این تفاوتهای طبیعی آشکار، دو جنس چه تفاوتهای ذاتی و بنیادین دارند؟ برخی از متفکران معتقدند که جنبههایی از زیستشناسی انسان (از هورمونها تا کروموزومها و از اندازه مغز تا ژنها) سبب ساز تفاوتهای احساسی و رفتاری فطری میان زنان و مردان است، حتی تعدادی از ذاتگرایان از تفاوت در روان و روح زن و مرد سخن میگویند. با این حال تحقیقات مختلف علمی توضیح نمیدهند که این تفاوتها واقعا چقدر مهم است و چگونه و با چه مکانیسمی نیروهای زیستشناختی به رفتار اجتماعی پیچیده میانجامد؟در مقابل تعداد بیشتری از متفکران علوم انسانی تفاوتهای جنسیتی را به دلیل یادگیری و اجتماعی شدن جنسیتی میدانند. هر نوزادی که به دنیا میآید، جنس مشخصی دارد و در تعامل با خانواده، مدرسه و رسانه به تدریج هنجارها و توقعات اجتماعی متناسب با جنس خود را درونی میکند. دختران و پسران یاد میگیرند چه گفتار، رفتار، اهداف و آرزوهایی داشته باشند. اما جامعهپذیری آنها متفاوت است؛ پسران تربیت میشوند تا رقابتجو و نانآور خانواده باشند و دختران تربیت میشوند تا مطیع و علاقمند امور خانهداری و بچهداری باشند.هر دو رویکرد تفاوت طبیعی و یادگیری اجتماعی میپذیرند که تفاوتهای جنسیتی پایه و اساس زیستشناختی دارند. تفاوت این دو رویکرد در ذاتی و بنیادی دانستن این مبناست. در دیدگاه اول تفاوت ذاتی زن و مرد به تفاوت در نقشها و حقوق اجتماعی منجر میشود و در دیدگاه دوم تفاوت زنان و مردان به دلیل برساخت اجتماعی و حاصل یادگیری و در نتیجه متغیر و پویاست. اکثریت فمینیستها در گروه دوم هستند اما گادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا توکلی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 21:49

در جوامع کشاورزی سنتی، صفات غیراکتسابی چون اصل و نسب، طبقه، جنسیت، قومیت، دین و معلولیت معیار قشربندی اجتماعی بودند. با شکلگیری مدرنیته، خواست آزادی با مفاهیم برابری و عدالت گره خورد و مباحث نظری بسیاری برانگیخت. یکی از مجادلهانگیزترین مباحث، برابری جنسیتی است. سنتگرایان استدلال میکنند که « زنان و مردان تفاوت طبیعی و ذاتی دارند. زنان و مردان به دلیل تفاوت ذاتی نقشهای اجتماعی و مسئولیت متفاوتی برعهده دارند (مرد نانآور/زن خانهدار) و از این رو باید حقوق متفاوتی داشته باشند.»استدلال طرفداران نابرابری جنسیتی، مبتنی بر مبنای فلسفی ذاتگرایی است و چند اشکال عمده دارد. اول، در علم مدرن مفاهیمی چون ذات و فطرت به رسمیت شناخته نمیشود و درباره شدت تفاوت طبیعی کارکرد مغز، شخصیت، روان و عواطف زنان و مردان و میزان فرهنگی و برساختی بودن این تفاوت مجادله بسیاری وجود دارد که از نظر علمی تایید نشده است. دوم، تفاوت بین حقوق انسانها بر اساس صفات غیراکتسابی یعنی خصوصیاتی که با آن به دنیا آمدهاند و نقشی در انتخاب آن نداشتهاند، غیراخلاقی است.سوم، تفاوت حقوقی و سلب حق انتخاب و اختیار گروهی از انسانها در طول تاریخ مبنای ستم اجتماعی چون کاست، بردهداری و نژادپرستی بوده است و مانع رشد فردی و اجتماعی است. خلاصه کردن ارزش انسانی زنان به نقشهای محدودی چون مادری و خانهداری، موجب محروم کردن جامعه از استعدادها و توانایی آنها در عرصه عمومی است. چهارم، نابرابری حقوقی به نابرابری در قدرت و منزلت میانجامد و روابط اجتماعی را مختل میکند. مسائل اجتماعی چون کودکهمسری، خشونت خانگی و قتلهای ناموسی در تحلیل نهایی به دلیل نابرابری جنسیتی و فرودستی زنان رخ میدهند. پنجم اینکه ستم بر اساس ذاتگرایی حدی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا توکلی تاريخ: پنجشنبه 16 تير 1401 ساعت: 10:35

۱۸ و ۱۹ اردیبهشت در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی، دومین همایش سیاستگذاری اجتماعی در ایران برگزار شد. مقاله من با عنوان «سیاست خانواده در ایران و ایدئولوژی مادری» در پنل سیاست خانواده و زنان (دوشنبه ۱۹ اردیبهشت ساعت ۱۴ تا ۱۵.۳۰) ارائه شد. خلاصه بحث من:تحلیل مضمون اسناد بالادستی حاکمیت نشان میدهد که مضامین اصلی سیاست خانواده در ایران با هدفگذاری افزایش جمعیت عبارتاند از: تاکید بر ازدواج و لزوم تشکیل خانواده، حفظ پایداری خانواده، نابرابری نقشهای جنسیتی و تقسیم کار جنسی در خانواده، تاکید بر فرزندآوری و تربیت فرزندان به عنوان مهمترین کارکرد خانواده. الگوی سیاست خانواده در ایران، الگوی سنتی خانواده «مرد نانآور/ زن مراقب» است. تاکید بر وظیفه مادری و فرزندآوری زنان در سیاست خانواده این گمان را به وجود میآورد که ایدئولوژي مادری (مامیسم) که در دهه شصت در آمریکا ترویج میشد در ایران نیز به طور ضمنی پذیرفته شده است.پس از جنگ جهانی دوم در آمریکا بر اساس نظریات روانشناسان کودک، «ایدئولوژی مادری» شکل گرفت که خواستار حضور زنان در خانه و نزدیکی فیزیکی آنها با کودکان بود. یکی از مهمترین نظریهپردازان آن، جان بالبی بود که بر اساس نظریه دلبستگی در کتاب خود با عنوان «مراقبت مادرانه و سلامت ذهن» ادعا کرد که جدایی طولانیمدت مادر از کودک، به مشکلات شناختی و عاطفی کودک در سالهای آتی زندگیاش منجر میشود. دونالد وینیکوت روانشناس و پزشک اطفال انگلیسی نیز رشد عاطفی کودک را بر پایه عشقی که مادر به فرزندش ارائه میکند، تعریف میکرد. از دیدگاه اوکلی، مامیسم، افسانهای است مبتنی بر اعتقاد به سه گزاره: «تمامی زنان به مادر شدن نیاز دارند، تمامی مادران به کودکان خود نیاز دارند، و تمامیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا توکلی تاريخ: پنجشنبه 16 تير 1401 ساعت: 10:35

مردسالاری به نظام سلطه و نابرابری قدرت بر مبنای جنسیت اطلاق میشود که دست کم چهارهزار سال قدمت دارد. مطالعه تاریخی نشان میدهد در جوامع کشاورزی سنتی بیشتر زنان در زندگی خود، چهار نوع فشار را تجربه کردهاند: طرد از قدرت سیاسی و محرومیت از منافع اقتدار، طرد از قدرت فرهنگی و آموزش رسمی، بهرهکشی اقتصادی و آسیبپذیری در برابر بهرهکشی جنسی (لگیت، ۱۳۹۱: ۲۰).مردسالاری واژهای قدیمی است که در یونانی «حاکمیت پدر» معنا میدهد. معنای فمنیستی آن نسبتاً جدید و مربوط به زمانی است که کیت میلت در کتاب خود با عنوان «سیاست جنسی» (۱۹۷۰) آن را برای توصیف سلطۀ مردان به کار برد. مردسالاری بیش از آن که دربارۀ تک تک مردان و زنان و روابط شخصی آنها باشد، درباره نهادها و ارزشها، سیاست و فرهنگ، مفاهیم قدرت و نظم اجتماعی است (لگیت، ۱۳۹۱: ۱۸).به نظر کیت میلت، ایدئولوژی مردسالاری، تفاوتهای طبیعی میان مردان و زنان را بزرگنمایی میکند تا مردان همواره نقشهای مسلط یا «مردانه» و زنان همواره نقشهای فرودست یا «زنانه» داشته باشند. این ایدئولوژی، قدرت انحصاری خود را از آنجا کسب میکند که مردان، از راه تربیت و به مدد نهادهایی مانند خانواده، مدرسه، دانشگاه و کلیسا فرودستی زنان نسبت به مردان را ساخته و تقویت میکنند و در نتیجه بسیاری از زنان احساس حقارت نسبت به مردان را ملکه ذهن خود میسازند. هرگاه زنی از پذیرفتن ایدئولوژی مردسالاری خودداری کند و هنجارهای زنانگی (یعنی تسلیم و فرودستی) را پس بزند، مردان برای به انجام رساندن کاری که تربیت در انجام آن ناکام بوده است، به زور متوسل میشوند. (تانگ، ۱۳۹۳: ۱۵۹).به نظر میلت، سلطه مردان و انقیاد زنان که از طریق جامعهپذیری حاصل میشود، از طریق ابزار ایدئولوژیک تداوم میادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ایلیا توکلی تاريخ: پنجشنبه 16 تير 1401 ساعت: 10:35

صفحه بندی