البته مشکل اصلی چیز دیگری است؛ بنا بر قوانین هیچ فرد زیر 18 سال (سن رشد) نمی تواند به دادگاه مراجعه کند و اقامه دعوی کند. البته می تواند درخواست طلاق دهد اما چون به سن رشد نرسیده، دادخواستش رد می شود، به همین سادگی! در حقیقت آمار طلاق در بین دختران نوجوان پایین است چون همانهایی هم که طلاق گرفتند، طلاقشان از طرف شوهر انجام گرفته یا مانند ازدواجشان به خواست و توسط پدر (ولی قانونی) پیگیری و انجام شده و البته نفقه و مهریه احتمالی انها هم به حساب پدر واریز شده چون دختر زیر 18 سال، از نظر قانون، صلاحیت افتتاح حساب بانکی یا هر نوع دخل و تصرف در اموالش را ندارد.
برخلاف ادعای نویسنده، بررسی آماری داورپناه (1366) درباره وضعیت طلاق شهر تهران، می گوید نسبت طلاق در ازدواج های زودرس و در سنین بالا بیشتر از گروه های دیگر است. بنا بر تحقیق بنی جمال و دیگران (1383) زوج های جوان شانس ضعیف تری در تداوم ازدواج دادند. گلشن (1372) درباره طلاق در شهرستان خوی و شعبانخانی (1372) در شهر تهران، همین گزاره را تایید می کنند. تحقیقات دیگری بر تفاوت سنی زوجین به عنوان عامل طلاق تاکید دارند مانند بررسی اماری کاملی (1386) درباره کل ایران و خیاط غیاثی و دیگران (1389) در شیراز. کاملی ازدواج های تحمیلی و اجباری را یکی دیگر از دلایل طلاق برشمرده. مگر ازدواج تحمیلی و فاصله سنی زیاد زوجین (بیش از ده سال)، از مختصات ازدواج دختران زیر پانزده سال نیست؟
پست مهرخانه و اشتباه مسلم اشان مهم نبود اگر این بازی با آمار و تحلیل اشتباه، مستند گزارش مرکز پژوهشهای مجلس درباره مخالفت با افزایش سن قانونی ازدواج قرار نمی گرفت.
+ نوشته شده در جمعه ۲۱ مهر ۱۳۹۶ساعت 20:35  توسط فاطمه موسوی |
برچسب:
نویسنده: ایلیا توکلی